Asoode zendegi kon
Home Page | Photo Page | Sokhane Hakimaneh | Favorite Links | Custom3 Page | Photo2 Page | Photo3 Page | Catalog Page | Guest Book Page | Custom2 Page | Photo4 Page | Photo5 Page

چه وقت زندگي آسانتر مي شود ؟
هيچوقت ... اما ما مي توانيم ياد بگيريم كه بهتر با ان كنار بياييم از همان لحظه كه قرار داد زندگي را در سياره زمين امضاء مي كنيم مكلف به گذراندن مدرسه زندگي مي شويم و تا وقتي كه نفس مي كشيم كلاسهاي اين مدرسه داير و پابرجاست . تعجبي ندارد كه ما احساس نا كامي و درماندگي مي كنيم ما از راه دور به زندگي ديگران نگاه مي كنيم و به نظرمان مي رسد كه آنها بر جاده اي هموار گام بر مي دارند د رحاليكه همان آدمها هم در گير مشكلات خاص خود هستند .....
بيل ظاهرا زندگي ايده آلي دارد او با حقوق بسيار خوب باز نشسته شده قسط هاي خانه اش را پرداخته ماشين بسيار زيبايي دارد در رستورانهاي خوب غذا مي خورد مسافرت خارج مي رود گلف بازي مي كند اما آن چيزهايي كه ما نمي دانيم اين است كه او از شركت بيمه اش شكايت كرده است سقف خانه اش چكه مي كند پسرش معتاد است و قرار است امشب به خانه اش دستبرد بزنند .... همه ما مرتبا مورد آزمايش قرار مي گيريم .
چگونه مي توانم از عصبي شدن پرهيز كنم ؟
بستگي دارد كه چگونه با مسئله كنار بياييد . هيچوقت به خود نگوييد : من هرگز نمي توانم احساس راحتي بكنم و از زندگي ام لذت ببرم مگر انكه .....
همين حالا احساس راحتي كنيد و از زندگيتان لذت ببريد . مرتبا از خود بپرسيد : از اين مسئله چه درسي مي آموزم ؟
ما هرگز نمي توانيم زندگي خود را در بطريهاي كوچك و پاكيزه به سر آوريم . آدمها به خوشبختي ، همچو ن تصويري دور دست و نيافتني نگاه مي كنند مثل گمشدگان يك كوير بي آب و علف كه در دور دستها سرابي مي بيند وبه او خوشبختي مي گويند : اگر فقط بتوانم خودم را به آنجا برسانم ديگر خوشبخت خواه بود . اين نوع آدمها در حقيقت به خود مي گويند : ما فعلا نمي توانيم خوشبخت باشيم چون داريم حمام را تعمير مي كنيم اما ماه آينده .... و ماه آينده چون بچه ها سرما خور ده اند و گربه همسايه مي خواهد بزايد و ..... باز نمي توانند خوشبخت باشند و قرار خوشحالي موكول مي شود به حوالي ماه آوريل .
به ديگران درس بدهيد .
آيا تا به حال برايتان پيش آمده كه از خواندن يك كتاب به وجد بياييد آنرا به دوستي بدهيد و بگوييد : اين كتاب را حتما بخوانيد بي نظير است بعد بي صبرانه منتظر تلفن تشكر آميز او بنشينيد و او هرگز زنگ نزند ؟
شش ماه بعد سراغ كتابتان را مي گيريد و تازه مي فهميد كه يا اصلا آنرا نخوانده و يا گمش كرده درسي كه ما از اين مسئله مي گيريم اين است كه چون ما اماده گرفتن اطلاعات هستيم دليل نمي شود كه ديگران هم آمادگي داشته باشند .
زندگي شما بازتاب كامل اعتقادات شماست . هنگاميكه عميق ترين باورهاي خود را در باره زندگي تغيير مي دهيد زندگي شما هم به همان ترتيب دستخوش تغيير مي شود .
همه ما نسخه هايي براي خود داريم . ما به خود برچسب مي زنيم .... من يك معلم مدرسه هستم .... من يك مادر بزرگم ...
نسخه ما همچون يك برنامه نرم افزاري كامپيوتر است كه در گوشهاي ما خانه كرده و زندگي ما را كنترل مي كند ما اين نرم افزار را همه جا با خود مي بريم محل كار ، ميهماني ، ..... و تمام سعي خود را صرف جا افتادن در نسخه پيچده شده خود مي كنيم

  ما ماشينهايي مي خريم لباسهايي مي پوشيم و دوستاني انتخاب مي كنيم كه متناسب با نسخه پيچيده شده ما باشند .
جيم يك پزشك است او به خود مي گويد : من بايد مثل دكترها رفتار كنم و مثل انها حرف بزنم بايد خانه ام در منطقه پزشكان باشد و تفريحاتم از نوع انها .او نقش خود را به خوبي ايفا مي كند اما افسوس كه زندگي اش سرشار از كسالت و افسردگي است .
تلاش براي جا افتادن در نسخه زندگي تحميلي دوران كودكي از انسان موجودي بد بخت و رقت انگيز مي سازد اگر نسخه زندگي من اين باشد كه من يك معلم مدرسه هستم با از دست دادن شغلم ديگر چيزي از من با قي نمي ماند .
لحظه سرنوشت ساز اينجاست شما نسخه پيچيده شده كود كي تان نيستيد و هرگز به گروه يا طبقه خاصي تعلق نداريد .
آنا و مانفرد با سني حدود 80 سال زن و شوهري جهانگرد هستند.
مانفرد با نوه اش اسكيت بازي مي كند و آنا تا ساعت 4 صبح مي رقصد به نظر مي رسد كه انها نسخه كود كيشان را كاملا فراموش كرده اند و همچنان سر زنده و شاداب به زندگي ادامه مي دهند.
بعضي از مردم اصرار دارند كه خود را به ديگران بشناسند و ثروت و سواد خود را به رخ انها بكشند اما اين آدمها در درون خود زجر مي كشند زيرا شادي آنها در گرو تفكرات ديگران است. مهم بودن را فراموش كنيد تا آرامش نصيبتان شود هر چه كمتر نيازمند تحسين ديگران باشيد بيشتر تحسين مي شويد .

  انسان نمي تواند به همه خوبي كنداما مي تواند نيكي را به همه نشان دهد . رولن